تبليغاتX
جام جادویی
 
 
جام جادویی ...
موضوع مطالب
شعر
کتابخونه
اسم کتاب یا کتابهائی که تا حالا خوندید و خوشتون اومده رو بنویسید . با اسم نویسنده و یه توضیح مختصر و مفید
بايگاني
لينكهاي روزانه

لينكهاي دوستان



موزيك
گزارش بازديد
 
 
 
Design By : Shelterless
Licenced to Personal Weblog ;
Delaaviztarin.blogfa.com
All rights reserved.
خاطره  |   دوشنبه سوم تیر 1387  |   16:28 اولین تپش های عاشقانه قلبم
وه چه شيرين است

ز تو بگسستن و با غير تو پيوستن

بر سر گور تو

بر سر گور تو اي عشق نياز آلود

پاي كوبيدن

وه چه شيرين است

از تو اي سايه ي وحشت

از تو اي بوسه ي سوزنده

چشم پوشيدن 

 

تو همان به كه نينديشي 

آمدم تا به تو آويزم 

ليك ديدم كه تو آن شاخه ي بي برگي 

ليك ديدم كه تو بر چهره ي اميدم

خنده ي مرگي 

 

شعله اي بود و فسرد 

رشته اي بود و گسست 

دل چو از بند تو رست 

جام جادويي اندوه شكست 

وه 

وه كه افسون تو باطل شد 

 

گل شدم تا به شام تو 

عطر (...) رويايي 

 

شعله اي بودي و افسردي 

خنده اي بودي و پژمردي 

تو همان به كه نينديشي 

به من و درد روان سوزم 

 

آمدم تا به تو 

 

در (...) شمع

شعله اي بود و دگر افسرد

دل چو از بند تو رست

جام جادويي اندوه شكست  

شعله اي بود و فسرد

رشته اي بود و گسست

 

 

اولین تپش های عاشقانه قلبم. به کوشش کامیار شاپور . عمران صلاحی: نامه های فروغ فرخزاد است به همسرش پرویز شاپور. نورزو ۸۳ آن را خریدم و خواندنش بی اندازه برایم  لذت بخش بود. تصویر شعر بالا با دستخط خود فروغ در کتاب موجود است. عباراتی را که زیرشان خط گذاشته ام... فروغ خط زده است... اما در نهایت به صورت زیر در کتاب "دیوار" به چاپ سیده است...

 

شکست نیاز

 

آتشی بود و فسرد

 

رشته ای بود و گسست

 

دل چو از بند تو رست

 

جام جادوئی اندوه شكست

 

 

 

آمدم تا بتو آويزم

 

ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی

 

ليك ديدم كه تو به چهره امیدم

 

خنده مرگی

 

 

 

وه چه شيرينست

 

بر سر گور تو ای عشق نيازآلود

 

پای كوبيدن

 

وه چه شيرينست

 

از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور

 

چشم پوشيدن

 

 

 

وه چه شيرينست

 

از تو بگسستن و با غير تو پيوستن

 

در بروی غم دل بستن

 

كه بهشت اينجاست

 

بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست

 

 

 

تو همان به كه نينديشی

 

بمن و درد روانسوزم

 

كه من از درد نياسايم

 

كه من از شعله نيفروزم

 

 

 

 

 


خاطره  |   شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386  |   13:20 حکم
 

ورق های سرنوشت من در باد...

من و تو روبروی هم

و "او" حکم میکند...

من بی بی دل دارم

تو شاه دل...

تو برنده ای!

خاج پشت خاج...

خشت پشت خشت...

و یک چشم بر هم زدن کافیست تا خانه ما ویران شود

دست آخر است...

من آس دل میگذارم...

ورق ها را روکن!

آس پیک... !

بریده ای.

آنقدر که باقی راه را من تنها خواهم رفت

ایس_ بیس!

من کوت شده ام!

تو برنده ای !

بازهم تو برنده ای...

و این منم که باخته ام... .